خرید بک لینک
صدایی به گوشم می­رسد صدای ترک خوردن دلی استمی خواهد با من درد دل کنددر دل به او میخندمچه خبر دارد از دل پینه بسته ی منبه حرفهایش گوش میدهمگاه گاهی همراهیش میکنمدلداریش می دهمباز هم به خود میخندماما اینبار لبخنده از دل گسیخته مرا میبیندسکوت میکندعرقی سرد میان ابروانم جاری میشودباز هم سکوت میکنددر دریایی پریشان غرق میشومباز هم سکوت میکنددستی به سویش دراز میکنمراهش را به سویی کج میکند...من هم سکوت میکنم...

برچسب: نویسنده: آتنا باقریان تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:48

ردپای نگاهت ابری تیره و بارانی بر دلم بجای گذاشتردپای صدایت گدازه هایی از جنس اندوه در رگهایم روان کرد هق هق حرفهایم آتش و بارانی است که در جدال باهم هر یک برای غلبه بر دیگری و ماندگاری چنان وجودم را در بر گرفته که یا بخاری از آب بجای خواهد ماند و یا سنگی که بر مزاری خواهد نشست...زیستن سهل و گریستن آسان...چه تلخ است دنیای بی تو...

برچسب: نویسنده: آتنا باقریان تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:48

صفحه بندی